نوشتن...
رها
شنبه هفدهم مرداد ۱۴۰۵، 5:7
تو تقویمِ روزمرگیهای من، چند روزی جای خالیِ نوشتن و اینجا بودن خالی بود. گاهی باید از هیاهو فاصله گرفت تا بشه دوباره با نگاهی تازه به کلمات نگاه کرد. سلام دوباره به شما که خانهِ این وبلاگ با حضور شما گرم است. برگشتهام تا دوباره از آنچه در این روزهای سکوت در ذهنم گذشته، براتون بگم.
اعتراف میکنم: چند روزی داشتم با دنیای واقعی میجنگیدم! اما بالاخره تسلیم شدم و برگشتم به دنیای امن و آرومِ نوشتن. دلم برای این فضا و خواندن کامنتهای پرانرژیِ شما تنگ شده بود. چه خبر از این چند روز که نبودم؟ چیزی رو که از دست ندادم؟...