سایه

روزهای زندگی

سنگ های سنگین...

رها چهارشنبه هفتم مرداد ۱۴۰۵، 21:44

داستان اخلاقی: «سنگ‌های سنگین»

معلمی به شاگردانش گفت: «هر بار که اشتباهی می‌کنید یا حرف بدی به کسی می‌زنید، یک سنگ بردارید و در کوله‌پشتی خود بگذارید.»

یکی از شاگردان که همیشه تندی می‌کرد، زود به زود سنگ برمی‌داشت. بعد از مدتی، کوله‌پشتی او آنقدر سنگین شد که حتی راه رفتن هم برایش سخت بود و مدام خسته می‌شد.

او به معلم گفت: «استاد، این سنگ‌ها مرا از حرکت بازداشته‌اند!»

معلم پاسخ داد: «همان‌طور که این سنگ‌ها بدن تو را خسته می‌کنند، خشم و کلمات تندت هم روح و آرامش تو را سنگین و کُند می‌کند.»

**✨ پند:** *خشم و کینه‌توزی، بار سنگینی است که فقط خودِ ما را از حرکت در مسیر زندگی باز می‌دارد...

آمارگیر وبلاگ

ابزار امتیاز دهی

ساعت و تاريخ

ساعت و تاريخ

ابزار حدیث

مترجم سایت

موزیک پلیر

بیوگرافی