سیاه پوش...
رها
یکشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۴۰۵، 3:44
غروب با بابا بعد نماز از خونه زدیم بیرون دیدم بله رحمان داره محل رو سیاه پوش میکنه ...
رحمان نوه ی حسن آقا بزرگ محله هر ساله محرم با هزینه ی خودش محل رو سیاه پوش میکنه از کارش خوشم میاد پسر خوبیه خدا هم بهش خانم خوبی داد الان دوتا بچه ی شیرین داره خدا حفظشون کنه
...کلا خانوادگی آدمای خوبین بگذریم که همسایه ها همگی اقوام رحمان هستن جز ما😊
البته اونا هیچوقت ما رو غریبه حساب نکردن و تو هر مراسمی تو محرم و شادیاشون ما رو دعوت میکنن
البته ما هم تو کمک دریغ نمیکنم ...
حواسم نبود چرا اینا رو گفتم😂