سایه

روزهای زندگی

اویونیک

رها دوشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۴۰۵، 13:35

رشته اش اویونیک بود همسن خودم بود با اختلاف چند ماه من بزرگتر بودم

بچه ی طلاق بود

از مادرش ی داداش داشت به اسم امیر و از زن باباش ی خواهر کوچلو اسمش فاطمه بود

خیلی باهوش و زرنگ بود نابغه بود

دانشجو بودم که با هم آشنا شدیم

خیلی مهربون بود و با صداقت...

وقتی رفت به امام رضا گفتم همسایه ات دلمو شکست

😔😔😔

از اون روز با امام رضا قهر کردم

گذشت اما هنوز یادش از یادم نرفته و نمیره و نخواهد رفت😔😔😔

گآهی نباید کسی رو تو زندگیت راه بدی

​​​​​​😔😔😔

آمارگیر وبلاگ

ابزار امتیاز دهی

ساعت و تاريخ

ساعت و تاريخ

ابزار حدیث

مترجم سایت

موزیک پلیر

بیوگرافی