خورشید پشت ابرهای غفلت ما...
**«به نام آنکه زمین را به نورِ حجتِ خویش زنده میدارد»**
ای تپشِ حیات در رگهای خسته جهان، ای خورشیدِ پشت ابرهای غفلتِ ما؛
ای «حُجتِ حق» بر زمین!
اینجا، در هیاهوی این دنیای خاکگرفته، چشمهایمان به جادهای دوخته شده است که عطر آمدنت را در فضا پراکنده دارد. تو آن بهارِ نیامدهای که جهان، پاییزِ بیتو بودن را با تمام وجود حس میکند.
تو «عینالله» هستی؛ دیدهبانی که در تکتک لحظههای پردرد و پرامیدِ ما، بر احوالمان ناظری. تو همان امیدِ بیپایانی که وقتی تمام درها بسته میشود، نامت نوری میشود در انتهای شبهای سردِ دلتنگی.
ای جانِ جهان!
گرچه چشمانِ غبارآلودمان از دیدارِ سیمای نورانیات محروم مانده، اما دلمان به گرمایِ حضورِ تو زنده است. تو نبضِ تپنده هستی؛ اگر نباشی، جهان در خلأِ بیمعنایی فرو میرود.
مولای من!
از تو میخواهیم که دستهای گرمِ نوازشت را بر شانههای این بشرِ سرگردان بگذاری؛ که زمین، بیعدالتِ تو، تشنهتر از همیشه است. بیا که بی حضورت، صلح، تنها واژهای است بر صفحاتِ تاریخ، و عدالت، رویایی است دستنیافتنی.
بیا ای یادگارِ تمامِ خوبیهای خدا بر زمین، که مشتاقانِ تو، در سکوتِ این انتظارِ مقدس، هر لحظه «سلام» میفرستم به آن صبحی که آفتابِ وجودت، جهان را در آغوش بگیرد.
🌹اللهم صل علی محمد و آل محمد 🌹
🌹**«اللهم عجل لولیک الفرج»**🌹