سایه

روزهای زندگی

خرید...

رها یکشنبه بیست و یکم تیر ۱۴۰۵، 12:24

بعد بانک رفتم خرید واسه خونه

مامان هم دکور خونه رو ترکوند 😂

​​​​​​خرید که میکردم دوتا آقای سن بالا داشتن حسابی غر میزدن که چه وضعشه همه چی گرونه و این حرفا منم حسابی خونم بجوش اومد بهشون گفتم خداتون رو شکر کنید تو امنیت زندگی میکنید الان داعش بینتون بود می‌خواستین چکار کنید ،البته تو دلم گفتم می‌خواستین چه غلطی بکنید😊

اینو گفتم دهنشون رو بستن🙃

آمارگیر وبلاگ

ابزار امتیاز دهی

ساعت و تاريخ

ساعت و تاريخ

ابزار حدیث

مترجم سایت

موزیک پلیر

بیوگرافی