سایه

روزهای زندگی

سلام مولای من...

رها دوشنبه بیست و دوم تیر ۱۴۰۵، 5:15

**مولایِ من، سلام؛**

امروز نه برای خودم، که برای تمامِ دردمندانِ زمین دست به دعا برداشته‌ام. آمدم تا در این خلوت، با شما از کسانی بگویم که بارِ سنگینِ رنج‌ها بر شانه‌هایشان نشسته است.

آقا جانم

شما که امیدِ ناامیدان هستید، نگاهی کنید به قلوبِ شکسته‌ای که جز شما پناهی ندارند.

دعا می‌کنم برای بیماران، که چشم‌انتظارِ یک نگاهِ شفابخشِ شما هستند؛ برای دردمندانی که شب‌هایشان با بغض سپری می‌شود؛ برای کسانی که زیرِ بارِ مشکلاتِ زندگی، خسته و درمانده شده‌اند.

ای خورشیدِ عدالت!

برای تمامِ کسانی که در گوشه و کنارِ این جهان، چشم‌انتظارِ دستی برای یاری هستند، دعا می‌کنم. برای فرزندانِ یتیم، برای مادرانِ نگران، و برای تمامِ انسان‌هایی که در جستجویِ نور، در تاریکی‌ها قدم می‌زنند.

آقا جانم

به حرمتِ همان قلبی که برای هدایتِ ما می‌تپد، گره از کارِ همه بگشایید. صلح و آرامش را به جای جایِ این جهانِ پرآشوب هدیه دهید و شادی را میهمانِ خانه‌هایی کنید که غم در آن‌ها ریشه دوانده است.

خداوندا

هر چه خوبی است، به بهترین بندگانت عطا کن و هر چه رنج است، با ظهورِ مولایمان به پایان برسان.

**آمین یا رب العالمین.**

آمارگیر وبلاگ

ابزار امتیاز دهی

ساعت و تاريخ

ساعت و تاريخ

ابزار حدیث

مترجم سایت

موزیک پلیر

بیوگرافی