سایه

روزهای زندگی

از سکوتِ کلمات تا بازگشتِ دوباره...

رها یکشنبه یکم شهریور ۱۴۰۵، 9:15

گویند «سکوت، پرصدا‌ترین فریاد است.»

این چند روز که نبودم، که وبلاگ در سکوتی میانِ نوشته‌ها غرق بود، من در حالِ تجربه‌یِ زندگی بودم؛ نه در دنیایِ مجازی، که در لایه‌هایِ عمیق‌ترِ واقعیت.

گاهی دور شدن، فرار نیست؛ یک نوع «توقف برایِ دیدن» است. درست مثل نوازنده‌ای که برایِ بهتر اجرا کردنِ یک قطعه‌یِ باشکوه، لازم است لحظه‌ای دست از ساز بردارد، نفس بکشد و دوباره با نگاهی تازه به سیم‌ها چنگ بزند.

در این روزهایِ دور از نوشتن، یاد گرفتم که دست‌هایم -همان‌هایی که گاهی با بی‌حسی‌شان مرا به چالش می‌کشند- چه صبورانه در میانه‌یِ طوفانِ خستگی‌ها، تکیه‌گاهِ دنیایِ کوچکِ «نفس» شده‌اند. فهمیدم که گاهی باید از نوشتنِ «برایِ دیگران» دست کشید تا بتوان «با خود» آشتی کرد.

برگشته‌ام. نه با کوله‌باری از حرف‌هایِ پرطمطراق، بلکه با نگاهی که حالا رنگِ دیگری دارد. برگشته‌ام تا بگویم زندگی همین نوسان‌هاست؛ همین رفتن‌ها و آمدن‌ها، همین دردها و تسکین‌ها.

وبلاگ، برایِ من آینه‌یِ تمام‌نمایِ روحم است. اینجا قرار نیست همیشه عالی باشم یا همیشه پرتوان. اینجا قرار است «بودن» را تمرین کنم؛ با تمامِ بی‌حسی‌ها، با تمامِ خستگی‌ها، و با تمامِ عشقی که در انگشتانم جاری است تا برایتان بنویسم.

خوشحالم که دوباره اینجا هستم. در این خانه‌یِ مجازیِ کوچک، که حالا با حضورِ شما و گرمایِ کلمات، دوباره روشن شده است.

بمانید که زندگی، با همین بازگشت‌ها و همین بهانه‌ها برای نوشتن، هنوز هم زیباست...

آمارگیر وبلاگ

ابزار امتیاز دهی

ساعت و تاريخ

ساعت و تاريخ

ابزار حدیث

مترجم سایت

موزیک پلیر

بیوگرافی
نویسندگان