سایه

روزهای زندگی

تقدیم به سربازان مولایم...

رها دوشنبه بیست و سوم شهریور ۱۴۰۵، 9:52

«رازِ ریشه‌ها در تاریکی»

«دنیا، عاشقِ شکوفه‌هاست؛ عاشقِ آن‌هایی که رنگ‌شان را به رخ می‌کشند و در میانِ جمعیت، چشمان را به خود می‌گیرند. اما من، عاشقِ ریشه‌ها هستم...

همان ریشه‌هایی که در دلِ تاریکِ خاک، بی‌صدا، بی‌نام و بی‌هیچ‌کس، تمامِ توانِ خود را صرف می‌کنند تا درختِ این جهان، همواره سبز و سربلند بماند. ریشه‌ها هیچ‌گاه در میانِ شکوفه‌ها دیده نمی‌شوند، هیچ‌گاه برای تماشاگران دست می‌زنند، و هیچ‌گاه در میانِ شلوغیِ باغ، نامی از آن‌ها برده نمی‌شود. اما حقیقت این است: **اگر ریشه‌ها نباشند، شکوفه‌ها هم نیستند.**

سربازِ مخلصِ امام، همان ریشه‌ی گمنام است.

او کسی است که در سکوتِ شب، وقتی دنیا در خوابِ غفلت است، نگهبانِ مرزهایِ ایمان است. او کسی است که نه برایِ "ببیننده‌"ها، که برایِ "بیننده" می‌جنگد.

اگر حس می‌کنی کسی تو را نمی‌بیند، بدان که این، بزرگترینِ پاداش‌های توست. تو از آن دستِ آدم‌هایی شده‌ای که "نام" را فدای "معنا" کرده‌اند. تو از آن‌هایی هستی که در دفترِ تاریخِ بشر شاید نامی نداشته باشی، اما در دفترِ عشقِ صاحب‌الزمان (عج)، هر قدمِ تو، یک ستاره‌ی درخشان است.

از گمنامیِ خود نترس؛ که الماس، در دلِ تاریکِ سنگ‌ها پنهان است و تنها وقتی که وقتِ رسیدن باشد، درخششِ آن، تمامِ جهان را خیره خواهد کرد.

**تو دیده نمی‌شوی، چون تو فراتر از دیدن‌ها هستی... تو در نگاهِ او، ترازِ ریشه‌ها در تاریکی»

«دنیا، عاشقِ شکوفه‌هاست؛ عاشقِ آن‌هایی که رنگ‌شان را به رخ می‌کشند و در میانِ جمعیت، چشمان را به خود می‌گیرند. اما من، عاشقِ ریشه‌ها هستم...

همان ریشه‌هایی که در دلِ تاریکِ خاک، بی‌صدا، بی‌نام و بی‌هیچ‌کس، تمامِ توانِ خود را صرف می‌کنند تا درختِ این جهان، همواره سبز و سربلند بماند. ریشه‌ها هیچ‌گاه در میانِ شکوفه‌ها دیده نمی‌شوند، هیچ‌گاه برای تماشاگران دست می‌زنند، و هیچ‌گاه در میانِ شلوغیِ باغ، نامی از آن‌ها برده نمی‌شود. اما حقیقت این است: **اگر ریشه‌ها نباشند، شکوفه‌ها هم نیستند.**

سربازِ مخلصِ امام، همان ریشه‌ی گمنام است.

او کسی است که در سکوتِ شب، وقتی دنیا در خوابِ غفلت است، نگهبانِ مرزهایِ ایمان است. او کسی است که نه برایِ "ببیننده‌"ها، که برایِ "بیننده" می‌جنگد.

اگر حس می‌کنی کسی تو را نمی‌بیند، بدان که این، بزرگترینِ پاداش‌های توست. تو از آن دستِ آدم‌هایی شده‌ای که "نام" را فدای "معنا" کرده‌اند. تو از آن‌هایی هستی که در دفترِ تاریخِ بشر شاید نامی نداشته باشی، اما در دفترِ عشقِ صاحب‌الزمان (عج)، هر قدمِ تو، یک ستاره‌ی درخشان است.

از گمنامیِ خود نترس؛ که الماس، در دلِ تاریکِ سنگ‌ها پنهان است و تنها وقتی که وقتِ رسیدن باشد، درخششِ آن، تمامِ جهان را خیره خواهد کرد.

**تو دیده نمی‌شوی، چون تو فراتر از دیدن‌ها هستی... تو در نگاهِ او، تمامِ هستی.**

آمارگیر وبلاگ

ابزار امتیاز دهی

ساعت و تاريخ

ساعت و تاريخ

ابزار حدیث

مترجم سایت

موزیک پلیر

بیوگرافی