کلانتری...
رها
پنجشنبه سی ام مهر ۱۴۰۵، 20:4
دیشب تقریباً ساعت۷بود که داداش تماس گرفت که زود با کارت ملیت بیا ،گفت همینکه رسیدی تماس بگیر منم بیام ،رسیدم ولی داداش دیر اومد و مجبور شدم اطراف کلانتری بقول خودش ی تابی بخورم تا بیاد ،بعد نیم ساعت با دوستش اومد و رفتیم داخل از قرار معلوم یکی از کادریا تو کلانتری دوستش بود جالب اینجاست من هنوز نمیدونستم چرا و واسه چی باید الان تو کلانتری باشم😕 بدتر از همه بین اون همه آقا من اونجا بشدت معذب بودم هرچی اشاره میدادم به داداش که باباجان برادر من من این وسط اومدم چکار😕
سر آخر فهمیدم که من باید از ی شخصی شکایت کنم حالا اون شخص کیه؟؟