خودت معجزه باش...
طلوع هر خورشید، یک بوم نقاشیِ خالی است که هستی در اختیار تو قرار میدهد. مهم نیست دیروز چه رنگهایی بر آن پاشیدهای؛ مهم این است که امروز، قلممویِ ارادهات را به چه رنگی آغشته کنی.
در مسیرِ رسیدن به قله، آنچه تو را خسته میکند، مسافتِ پیشِ رو نیست؛ بلکه ریگهای کوچکی است که در کفشهایت جا ماندهاند. گاهی برای اوج گرفتن، باید سبک شد. باید از بندِ «چون و چراها» رها شد و به «بودن» ایمان آورد.
یادت باشد، بزرگترین سدِ راهِ تو، نه شرایطِ پیرامون و نه قضاوتِ دیگران است؛ بلکه آن صدایی در درون توست که میگوید: «شاید نشود». اما حقیقت این است که شکست، پایانِ راه نیست، بلکه ایستگاهِ استراحتی است برای بازنگری در نقشه؛ و پیروزی، محصولِ مداومت بر گامهای کوچکی است که دیگران از برداشتنشان شانه خالی کردند.
درختان برای آنکه به آسمان برسند، ریشههایشان را در عمقِ تاریکیِ خاک محکم میکنند. تو نیز اگر میخواهی به بلندایِ رویاهایت برسی، نترس از اینکه ریشههایت را در سختیها و تلاشهایِ بیوقفه فرو کنی. هر سختی، درسی است که تو را برای «شدن» آماده میکند.
**به یاد داشته باش:**
زندگی، آن چیزی نیست که برایت اتفاق میافتد، بلکه آن چیزی است که تو از اتفاقات میسازی. پس امروز، نه به دنبالِ فرصتها باش، نه در انتظارِ معجزه؛ **خودت معجزه باش.**