سایه

روزهای زندگی

مدیریت بحران فقط مامانم...

رها سه شنبه نهم تیر ۱۴۰۵، 22:9

دقیقا ۴ ساعت پیش متأسفانه آجی بی احتیاطی کرد و کف حموم زمین خورد، خدایی بدجور افتاد😔 ولی خب من بیشتر از درون خندم گرفته بود کافی بود پیشونیمو ببینن متوجه سرخیش بشن می‌فهمیدم من دارم از درون میخندم😂😂😂

ولی خدایی واکنش مامان عالی بود😂😂😂

واکشن مامان : وای خدا دخترم مرد 😂

​​​​​​​من: مامان بخدا زنده ست فقط تکونش نده خودش از جا بلند بشه

مامانم : برو کنار تو هیچی بلد نیستی دخترم مرد میخوای بیشتر بکشیش😂

این وسط بچه های آجیم ونفس در حال گریه کردن بودن 😂

اگه آجی بلند نمیشد فکر کنم مامان منم رونه ی گلزار میکرد😂

کم مونده بود بزنگه به آقا حمید که بیا مراسم رو برپا کنن واسه مجلس ختم😂

آمارگیر وبلاگ

ابزار امتیاز دهی

ساعت و تاريخ

ساعت و تاريخ

ابزار حدیث

مترجم سایت

موزیک پلیر

بیوگرافی